السيد الخميني

615

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

از نقصان يقين و ايمان است . و درجات يقين و ايمان به قدرى متفاوت است كه در بيان نيايد . يقين كامل انبيا و اطمينان تامّ آنها ، كه از مشاهدهء حضوريه حاصل شده ، آنها را معصوم از خطيئات نموده . يقين على بن ابىطالب - عليه السلام - او را به آن‌جا رسانده كه مىفرمايد : « اگر همهء عالم را به من دهند كه يك مورچه را در حبّه‌اى كه برداشته ظلم كنم ، نخواهم كرد » « 1 » . در هر صورت ، زوال شرك و شك را و تطهير از ارجاس و اخباث عالم طبيعت و ظلماتِ تعلقات به غير حق تعالى شأنه و كدورت انيت و حجاب غليظه انانيت و رؤيت غيريت كه به ارادهء ازليه از انوار قدسيهء الهيه و آيات تامهء ربوبيه گرديده و آنها را خلّص و خالص براى خود فرموده ، از مقاماتى است كه به وصف و بيان درست نيايد ، و چون عنقاى مُغرِب غيبِ هويتْ دست آمال از ذروهء جلال آن كوتاه است : « عنقا شكار كس نشود دام باز گير » « 2 » . فصل در بيان آن‌كه ايمان به وصف نيايد بدان‌كه ايمان نيز از كمالات روحانيه‌اى است كه به حقيقت نوريهء آن كمتر كسى آگاه گردد . حتى خود مؤمنين تا در عالم دنيا و ظلمت طبيعت هستند ، از نورانيت ايمان خود و كراماتى كه در پيشگاه مقدس حق براى آنهاست مطلع نيستند . انسان تا در اين عالم است ، وضعيات اين عالم و عادات آن او را به‌طورى مأنوس به خود [ مىكند ] كه هر چه از كرامات و نِعَم آن عالم و يا خِذلان و عذاب آن‌جا بشنود . فوراً به يك صورت مُلكى مقايسه مىكند ؛ مثلًا كرامت‌هايى را كه حق تعالى براى مؤمنين وعده فرموده و نعمى را كه براى آنها تهيه فرموده و خبر دادند انبيا - عليهم السلام - به كرامت‌هاى سلاطين و

--> ( 1 ) - « وَاللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ » . ( نهج البلاغة ، ص 347 ، خطبهء 224 ) ( 2 ) - « عنقا شكار كس نشود دام باز گير / كانجا هميشه باد به دست است دام را » . ( ديوان حافظ ، ص 76 ، غزل 9 )